مرتضى راوندى
685
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
انسان و تحت ارادهء اوست . طبيعت راهنما و استاد انسانى در ايجاد صنايع است و آدمى در ابتداى امر ، بايد طبيعت را نمونه و سرمشق خود قرار دهد ؛ ولى كمكم ، با تدبير و انديشه « به تقدير الهى » از صنعت ، وسايلى حاصل كند كه بدان وسايل بتواند به طرف كمال گام بردارد و از طبيعت فراتر رود . و در اينجا دوانى همان مثال مشهور توليد جوجههاى بسيار ، بوسيلهء ايجاد حرارت مناسب را ، ذكر مىكند . . . اما مالى كه در نتيجهء پيشرفت صنعت حاصل شود ، چگونه بايد مورد استفاده قرار گيرد ؟ بدين مطلب نيز دوانى توجه كرده و جمعآورى مال را بيش از حد ، نكوهش كرده و از گذشتگان چنين نقل قول مىكند كه : ارسطاطاليس گفته : « كسى كه بر كفاف معيشت قادر باشد نشايد كه زيادتى طلبد . » « 1 » در لمعهء دهم كتاب خود ، كه آخرين لمعات تهذيب اخلاق مىباشد ، دوانى نيز خود را در رديف بدبينان قرار مىدهد و از پيدايش كثرت جمعيت هراسناك است و بيم آن دارد كه جمعيت بشرى ، كه با افزايش هندسى زياد مىشود ، سبب آن شود كه نظام اجتماع برهم بخورد و بشر توانايى رفع نيازمنديهاى خويش را نداشته باشد . . . در لامع دوم از كتاب اخلاق جلالى كه ، در تدبير منزل است ، محمد اسعد دوانى همان مطالبى را كه در اخلاق ناصرى خواجه نصير الدين طوسى دربارهء احتياجات بشر براى زيستن شرح داده است تشريح كرده و تفاوت انسان و حيوان را در رفع احتياجات شرح داده و در لمعهء دوم « در سياست اقوات و اموال » مىگويد : « اصول مكاسب سه چيز است : زراعت و تجارت و صناعت . . . » « 2 » در اينباره ، خود دوانى اظهارنظر نمىكند و تنها اضافه مىكند كه حكما گفتهاند : « به تجارت اعتماد نبايد كرد ؛ چه شرط آن مايه است و آن در معرض زوال است . » « 3 » و دربارهء صنعت ، مانند ساير حكمايى كه آثار آنها را ديده ، آن را به سه نوع تقسيم مى - كند : « شريف ، خسيس و متوسط . » « 4 » سپس انواع هريك را تشريح كرده و معتقد است كه : « هركسى كه به صناعت موسوم است بايد كه در آن صناعت تقدم و كمال طلبد و به دنائت همت راضى نشود و بداند كه هيچ زينت در دنيا نيكوتر از روزى فراخ نيست و بهترين اسباب آن صناعتى است كه بعد از اشتمال به عدالت ، به عفت و مروت نزديك باشد . » « 5 » سپس ، به استعداد اشخاص در كسب صنعت و كمال اشاره كرده و آن را شرط اساسى پيشرفت مىداند و صرف وقت را در بدست آوردن تخصص در كارى كه شخص استعداد آن را
--> ( 1 ) . همان . ص 139 . ( 2 ) . همان . ص 195 . ( 3 ) . همان . ص 195 . ( 4 ) . همان . ص 196 . ( 5 ) . همان . ص 197 .